فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تثبیت

تأییدنشده

die Fixierung جمع: die Fixierungen اسم

اسم

  • تثبیتتَثبیَتتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • غیر حساس کردن فیلم در مقابل نورغِیرِ حَساس کَردَن فیلم دَر مُقابِلِ نور(in Photographie)تأییدنشده
  • مواد ثبوتمَوادِ ثُبوت(in Photographie)تأییدنشده

دستور زبانِ Fixierung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Fixierung
جمع
die Fixierungen
تلفظ
[fɪˈksiːʁʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Fixierungenحالت نهادی، جمع
  • Fixierungenحالت اضافی، جمع
  • Fixierungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fixierungenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها