فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بساط ماهی فروشی

تأییدنشده

der Fischstand جمع: die Fischstände اسم

اسم

  • بساط ماهی فروشیبَساطِ ماهی فُروشیتأییدنشده

دستور زبانِ Fischstand

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Fischstandes, des Fischstands
جمع
die Fischstände
تلفظ
[ˈfɪʃˌʃtant]
همهٔ صورت‌ها
  • Fischständeحالت نهادی، جمع
  • Fischstandesحالت اضافی، مفرد
  • Fischstandsحالت اضافی، مفرد
  • Fischständeحالت اضافی، جمع
  • Fischständenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fischständeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها