فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مونث

تأییدنشده

der Fischotter جمع: die Fischotter اسم

اسم

  • مونثتأییدنشده

دستور زبانِ Fischotter

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Fischotters
جمع
die Fischotter
تلفظ
[ˈfɪʃˌʔɔtɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Fischotterحالت نهادی، مفرد
  • Fischotterحالت نهادی، جمع
  • Fischottersحالت اضافی، مفرد
  • Fischotterحالت اضافی، جمع
  • Fischotterحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Fischotternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fischotterحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Fischotterحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها