فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ماهی ریز

تأییدنشده

der Fischlaich جمع: die Fischlaiche اسم

اسم

  • ماهی ریزتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ماهی زادتأییدنشده
  • اشپلešpel(the numerous eggs of an aquatic organism)تأییدنشده

دستور زبانِ Fischlaich

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Fischlaichs, des Fischlaiches
جمع
die Fischlaiche
تلفظ
[ˈfɪʃˌlaɪ̯ç]
همهٔ صورت‌ها
  • Fischlaicheحالت نهادی، جمع
  • Fischlaichsحالت اضافی، مفرد
  • Fischlaichesحالت اضافی، مفرد
  • Fischlaicheحالت اضافی، جمع
  • Fischlaichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fischlaicheحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها