فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ماهیگیری

der Fischfang جمع: die Fischfänge اسم

اسم

  • ماهیگیری(business of catching fish)
  • صیدseydصِید[sejd̪̥](fishing)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شیلاتتأییدنشده

دستور زبانِ Fischfang

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Fischfanges, des Fischfangs
جمع
die Fischfänge
تلفظ
[ˈfɪʃˌfaŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Fischfängeحالت نهادی، جمع
  • Fischfangesحالت اضافی، مفرد
  • Fischfangsحالت اضافی، مفرد
  • Fischfängeحالت اضافی، جمع
  • Fischfangeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Fischfängenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fischfängeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها