فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حلقه ماهی‌گیر

تأییدنشده

der Fischerring جمع: die Fischerringe اسم

اسم

  • حلقه ماهی‌گیرتأییدنشده

دستور زبانِ Fischerring

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Fischerrings, des Fischerringes
جمع
die Fischerringe
تلفظ
[ˈfɪʃɐˌʁɪŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Fischerringeحالت نهادی، جمع
  • Fischerringsحالت اضافی، مفرد
  • Fischerringesحالت اضافی، مفرد
  • Fischerringeحالت اضافی، جمع
  • Fischerringeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Fischerringenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fischerringeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها