فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تور ماهیگیری

das Fischernetz جمع: die Fischernetze اسم

اسم

  • تور ماهیگیریتورِ ماهی گیری(net used for fishing)

دستور زبانِ Fischernetz

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Fischernetzes
جمع
die Fischernetze
تلفظ
[ˈfɪʃɐˌnɛt͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Fischernetzeحالت نهادی، جمع
  • Fischernetzesحالت اضافی، مفرد
  • Fischernetzeحالت اضافی، جمع
  • Fischernetzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fischernetzeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها