فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ماهیگیری

das Fischen اسم

اسم

  • ماهیگیری(act or sport of catching fish)

دستور زبانِ Fischen

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Fischens
تلفظ
[ˈfɪʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Fischensحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

Ich habe nicht das Essen von Fischen gelernt, ich habe das Angeln gelernt.

من یاد نگرفت ماهی بخورم، من یاد گرفتم ماهی بگیرم.

ohne Erfolg kam er vom Fischen

با دست خالی از ماهیگیری برگشت

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #10708433), cojiluc (fa #13168777), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها