فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

یخبرف

تأییدنشده

der Firn جمع: die Firne, die Firnen اسم

اسم

  • یخبرفتأییدنشده

دستور زبانِ Firn

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Firnes, des Firns
جمع
die Firne, die Firnen
تلفظ
[fɪʁn]
همهٔ صورت‌ها
  • Firneحالت نهادی، جمع
  • Firnenحالت نهادی، جمع
  • Firnesحالت اضافی، مفرد
  • Firnsحالت اضافی، مفرد
  • Firneحالت اضافی، جمع
  • Firnenحالت اضافی، جمع
  • Firnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Firneحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Firnenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها