فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انگشتری

تأییدنشده

der Fingerring جمع: die Fingerringe اسم

اسم

  • انگشتریاَنگُشتَریتأییدنشده

دستور زبانِ Fingerring

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Fingerringes, des Fingerrings
جمع
die Fingerringe
تلفظ
[ˈfɪŋɐˌʁɪŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Fingerringeحالت نهادی، جمع
  • Fingerringesحالت اضافی، مفرد
  • Fingerringsحالت اضافی، مفرد
  • Fingerringeحالت اضافی، جمع
  • Fingerringeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Fingerringenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fingerringeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها