تب
tab[t̪ʰæb̥]
اسم
- تب
دستور زبانِ Fieber
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Fiebers
- جمع
- die Fieber
- تلفظ
- [ˈfiːbɐ]
همهٔ صورتها
- Fiebers
- Fiebern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Fieber erhöht den Puls.
تب ضربان قلب را بالا میبرد.
Deine Stirn ist sehr warm; ich denke, dass du Fieber hast.
پیشانیت بسیار داغ است؛ من فکر میکنم که تب داری.
Deine Stirn ist sehr warm; ich denke, dass du Fieber hast.
پیشانیت بسیار داغ است؛ من فکر میکنم که تو تب داری.
Fieber erhöht den Puls.
تب نبض را بالا میبرد.
Hat er noch Fieber?
آیا او هنوز تب دارد؟
Die Initialsymptome der Krankheit sind Fieber und Halsschmerzen.
نشانههای اولیهٔ بیماری، تب و گلودرد هستند.
Ich habe Halsschmerzen und Fieber.
من گلودرد و تب دارم.
das Fieber bringt kalten Schweiss mit sich
این تب یک عرق سرد پیش بند دارد
er hat Fieber
او تب دارد
Fieber deutet auf Krankheit hin.
تب نشانه بیماری است