فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فیبروبلاست

der Fibroblast جمع: die Fibroblasten اسم

اسم

  • فیبروبلاست

دستور زبانِ Fibroblast

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Fibroblasten
جمع
die Fibroblasten
تلفظ
[fibʁoˈblast]
همهٔ صورت‌ها
  • Fibroblastenحالت نهادی، جمع
  • Fibroblastenحالت اضافی، مفرد
  • Fibroblastenحالت اضافی، جمع
  • Fibroblastenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Fibroblastenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fibroblastenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Fibroblastenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها