فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شیء پرستی

تأییدنشده

der Fetischismus جمع: die Fetischismen اسم

اسم

  • شیء پرستیشِیءِ پَرَستیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فتیشیسمتأییدنشده

دستور زبانِ Fetischismus

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Fetischismus
جمع
die Fetischismen
تلفظ
[fetɪˈʃɪsmʊs]
همهٔ صورت‌ها
  • Fetischismusحالت نهادی، مفرد
  • Fetischismenحالت نهادی، جمع
  • Fetischismusحالت اضافی، مفرد
  • Fetischismenحالت اضافی، جمع
  • Fetischismusحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Fetischismenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fetischismusحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Fetischismenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها