پنجره
panjare[pʰæn.d͡ʒæ.ɹe]
اسم
- پنجره
- کلکین
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دریچه
دستور زبانِ Fenster
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Fensters
- جمع
- die Fenster
- تلفظ
- [ˈfɛnstɐ]
همهٔ صورتها
- Fensters
- Fenstern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Er ist aus dem Fenster gesprungen.
او از پنجره پرید.
Das Fenster ist aus Glas.
پنجره شیشهای است.
Mach das Fenster zu, bevor du rausgehst.
پیش از بیرون رفتن، پنجره را ببند.
Dieses Fenster schließt nicht gut.
این پنجره خوب بسته نمیشود.
Öffne nicht das Fenster!
پنجره را باز نکن.
Das Auge ist ein Fenster, das ins Herz schaut.
چشم یک آیینه است، که در آن دل مینگرد.
Wir müssen das Fenster schließen.
باید پنجره را ببندیم.
Öffne das Fenster.
پنجره را باز کن.
Wer hat dieses Fenster kaputt gemacht?
چه کسی این پنجره را شکسته است؟
Sie sah ihn das Fenster aufbrechen.
او دید که آن مرد شیشه را شکست.