فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سمنه

تأییدنشده

der Feldsalat جمع: die Feldsalate اسم

اسم

  • سمنهسُمنهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شیرینکشیرینَکتأییدنشده

دستور زبانِ Feldsalat

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Feldsalats, des Feldsalates
جمع
die Feldsalate
تلفظ
[ˈfɛltzaˌlaːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Feldsalatحالت نهادی، مفرد
  • Feldsalateحالت نهادی، جمع
  • Feldsalatsحالت اضافی، مفرد
  • Feldsalatesحالت اضافی، مفرد
  • Feldsalateحالت اضافی، جمع
  • Feldsalatحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Feldsalateحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Feldsalatenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Feldsalatحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Feldsalateحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها