فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیمارستان صحرایی

تأییدنشده

das Feldlazarett جمع: die Feldlazarette اسم

اسم

  • بیمارستان صحرایی(medical unit)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بیمارستان سیارتأییدنشده
  • مریض خانهٔ صحرائیمَریض خانهٔ صَحرائیتأییدنشده

دستور زبانِ Feldlazarett

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Feldlazarettes, des Feldlazaretts
جمع
die Feldlazarette
تلفظ
[ˈfɛltlat͡saˌʁɛt]
همهٔ صورت‌ها
  • Feldlazarettحالت نهادی، مفرد
  • Feldlazaretteحالت نهادی، جمع
  • Feldlazarettesحالت اضافی، مفرد
  • Feldlazarettsحالت اضافی، مفرد
  • Feldlazaretteحالت اضافی، جمع
  • Feldlazarettحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Feldlazaretteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Feldlazarettenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Feldlazarettحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Feldlazaretteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها