فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تصور از دشمن

تأییدنشده

das Feindbild جمع: die Feindbilder اسم

اسم

  • تصور از دشمنتَصَوُر از دُشمَنتأییدنشده

دستور زبانِ Feindbild

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Feindbildes, des Feindbilds
جمع
die Feindbilder
تلفظ
[ˈfaɪ̯ntˌbɪlt]
همهٔ صورت‌ها
  • Feindbilderحالت نهادی، جمع
  • Feindbildesحالت اضافی، مفرد
  • Feindbildsحالت اضافی، مفرد
  • Feindbilderحالت اضافی، جمع
  • Feindbildeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Feindbildernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Feindbilderحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها