بزدلی
اسم
- بزدلی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بی غیرتی
- جبن
- خردلی
- کم جرأتی
- ترسویی
دستور زبانِ Feigheit
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Feigheit
- تلفظ
- [ˈfaɪ̯khaɪ̯t]
مثالها
Die drei schlimmsten Übel sind: Dummheit, Faulheit und Feigheit.
حماقت، تنبلی و بزدلی سه تا از بدترین بدیها هستند.
Der Mut hat keine Zuflucht, die Feigheit tausend.
شجاعت هیچ پناهگاهی ندارد، بزدلی هزار تا دارد.