جشن
jašn[d͡ʒæʃn]
اسم
- جشن
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پارتی
- عید
- مراسم
دستور زبانِ Feier
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Feier
- جمع
- die Feiern
- تلفظ
- [ˈfaɪ̯ɐ]
همهٔ صورتها
- Feiern
- Feiern
- Feiern
- Feiern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die Feier wurde wegen mangelnden Interesses abgesagt.
به علت نبود علاقمندی، جشن لغو شد.
Weil er krank war, konnte er nicht auf die Feier.
چون او مریض بود, او نتوانست به مهمانی برود.
zur Feier des Tages
برای افتخار این روز