خطا
xatâ[xæ.t̪ʰɒ́ː]
- جمع:
- die Fehler
- حالت اضافی:
- des Fehlers
۱Wessen Fehler ist das?
این خطای کیست؟
اسم
- خطا
- اشتباه
- غلط
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- عیب
- خبط
- فلتات
- نقص
- اشکال
- باگ
- عوار
دستور زبانِ Fehler
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Fehlers
- جمع
- die Fehler
- تلفظ
- [ˈfeːlɐ]
همهٔ صورتها
- Fehler
- Fehler
- Fehlers
- Fehler
- Fehler
- Fehlern
- Fehler
- Fehler
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Immer wenn ich Fehler mache, lerne ich.
هر وقت اشتباه میکنم، یاد میگیرم.
۳Man muss aus seinen eigenen Fehlern lernen.
آدم باید از اشتباههای خودش درس بگیرد.
۴Es war ein blöder Fehler.
این یک اشتباه احمقانه بود.
۵Aus Fehlern wird man klug. Darum ist einer nicht genug.
از اشتباه میشویم با درایت. از این رو نیست یکی کفایت.
۶Die Fehler gehören zum Leben wie der Schatten zum Licht.
خطا جزئی از زندگی است، مانند سایه که از نور میآید.
۷Du solltest deinen Fehler zugeben.
تو باید به اشتباهت اقرار کنی.
۸Kein Fisch ohne Gräten, kein Mensch ohne Fehler.
هیچ ماهی بدون خار و هیچ آدم بدون خطا نیست.
۹Bis auf wenige Fehler ist dieses Buch sehr gut.
به غیر از کمی اشتباه این کتاب بسیار خوب است.
۱۰Nur wenige Leute können ihre Fehler zugeben.
فقط افراد کمی میتوانند به اشتباهات خود اعتراف کنند.
۱۱Zur Vollkommenheit fehlte ihr nur ein Fehler.
برای بینقص بودن او فقط یک نقص کم داشت.