فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قلم پر

تأییدنشده

der Federkiel جمع: die Federkiele اسم

اسم

  • قلم پرتأییدنشده

دستور زبانِ Federkiel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Federkiels, des Federkieles
جمع
die Federkiele
تلفظ
[ˈfeːdɐˌkiːl]
همهٔ صورت‌ها
  • Federkieleحالت نهادی، جمع
  • Federkielsحالت اضافی، مفرد
  • Federkielesحالت اضافی، مفرد
  • Federkieleحالت اضافی، جمع
  • Federkieleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Federkielenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Federkieleحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها