فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قلم

ġalam[qæ.lǽm]

der Federhalter جمع: die Federhalter اسم

اسم

  • قلمġalamقَلَم[qæ.lǽm](writing tool)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چوب قلمچوبِ قَلَمتأییدنشده
  • خودکارxodkâr[xod̪.kʰɒːɹ](writing tool)تأییدنشده

دستور زبانِ Federhalter

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Federhalters
جمع
die Federhalter
تلفظ
[ˈfeːdɐˌhaltɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Federhaltersحالت اضافی، مفرد
  • Federhalternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها