فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بدمینتون

der Federball جمع: die Federbälle اسم

اسم

  • بدمینتون(a racquet sport)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • توپ بدمینتون(a lightweight object that is conical in shape with a cork or rubber-covered nose, used in badminton the way a ball is)تأییدنشده
  • شاتل کاکتأییدنشده

دستور زبانِ Federball

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Federballs, des Federballes
جمع
die Federbälle
تلفظ
[ˈfeːdɐˌbal]
همهٔ صورت‌ها
  • Federbälleحالت نهادی، جمع
  • Federballsحالت اضافی، مفرد
  • Federballesحالت اضافی، مفرد
  • Federbälleحالت اضافی، جمع
  • Federballeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Federbällenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Federbälleحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها