فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فاکس

der/das Fax جمع: die Faxe اسم

اسم

  • فاکس(document transmitted by telephone)
  • دورنگار(document transmitted by telephone)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فکسفَکستأییدنشده
  • نمابرنَمابَرتأییدنشده

دستور زبانِ Fax

اسم

جنس دستوری
der/das (مذکر، خنثی)
حالت اضافی
des Fax
جمع
die Faxe
تلفظ
[faks]
همهٔ صورت‌ها
  • Faxeحالت نهادی، جمع
  • Faxeحالت اضافی، جمع
  • Faxenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Faxeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها