فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرمول خام

تأییدنشده

die Faustregel جمع: die Faustregeln اسم

اسم

  • فرمول خامفُرمولِ خامتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قاعده سرانگشتیتأییدنشده
  • قاعدهٔ کلیقاعِدهٔ کُلیتأییدنشده

دستور زبانِ Faustregel

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Faustregel
جمع
die Faustregeln
تلفظ
[ˈfaʊ̯stˌʁeːɡl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Faustregelnحالت نهادی، جمع
  • Faustregelnحالت اضافی، جمع
  • Faustregelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Faustregelnحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Wo Kompromisse fehlen, dominieren die Faustregeln.

هر جا فاقد مصالحه است، قوانین مشت حکمفرمایی می‌کنند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2696380), cojiluc (fa #7947650), tatoeba.org
منابع و مجوزها