فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نما

die Fassade جمع: die Fassaden اسم

اسم

  • نمانَما(face of a building)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سردرسَردَرتأییدنشده
  • الگوی نماتأییدنشده
  • جلوخانجِلوخانتأییدنشده
  • جلوه گاهجِلوه گاهتأییدنشده

دستور زبانِ Fassade

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Fassade
جمع
die Fassaden
تلفظ
[faˈsaːdə]
همهٔ صورت‌ها
  • Fassadenحالت نهادی، جمع
  • Fassadenحالت اضافی، جمع
  • Fassadenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fassadenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Die Mafia benutzt rechtliche Geschäftsunternehmungen als Fassade.

مافیا از مشاغل قانونی به عنوان پوشش استفاده می‌کند.

sein ganzes Leben ist nur Fassade

کل زندگی اش فقط ظاهر سازی است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #768968), cojiluc (fa #10780445), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها