فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

محصولات فیبر

تأییدنشده

die Faserpflanze جمع: die Faserpflanzen اسم

اسم

  • محصولات فیبرتأییدنشده

دستور زبانِ Faserpflanze

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Faserpflanze
جمع
die Faserpflanzen
تلفظ
[ˈfaːzɐˌp͡flant͡sə]
همهٔ صورت‌ها
  • Faserpflanzeحالت نهادی، مفرد
  • Faserpflanzenحالت نهادی، جمع
  • Faserpflanzeحالت اضافی، مفرد
  • Faserpflanzenحالت اضافی، جمع
  • Faserpflanzeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Faserpflanzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Faserpflanzeحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Faserpflanzenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها