فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بذله گوئی

تأییدنشده

die Farce جمع: die Farcen اسم

اسم

  • بذله گوئیبَذله گوئیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بیهودگیبیهودِگیتأییدنشده
  • لودگیلُودِگیتأییدنشده
  • مسخرگیمَسخَرِگیتأییدنشده
  • گوشت چرخ کردهگوشتِ چَرخ کَردهتأییدنشده

دستور زبانِ Farce

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Farce
جمع
die Farcen
تلفظ
[ˈfaʁsə], [ˈfaʁs]
همهٔ صورت‌ها
  • Farcenحالت نهادی، جمع
  • Farcenحالت اضافی، جمع
  • Farcenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Farcenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها