فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تن

تأییدنشده

tan, ton[t̪ʰæn][t̪ʰon]

der Farbton جمع: die Farbtöne اسم

اسم

  • تنtan, tonتُن[t̪ʰæn][t̪ʰon](shade or quality of a colour)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فام(color or shade of color; tint; dye)تأییدنشده
  • پرده رنگتأییدنشده

دستور زبانِ Farbton

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Farbtones, des Farbtons
جمع
die Farbtöne
تلفظ
[ˈfaʁpˌtoːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Farbtöneحالت نهادی، جمع
  • Farbtonesحالت اضافی، مفرد
  • Farbtonsحالت اضافی، مفرد
  • Farbtöneحالت اضافی، جمع
  • Farbtoneحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Farbtönenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Farbtöneحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها