فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زبان فانگ

تأییدنشده

der Fang جمع: die Fänge اسم

اسم

  • زبان فانگتأییدنشده

دستور زبانِ Fang

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Fangs, des Fanges
جمع
die Fänge
تلفظ
[faŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Fängeحالت نهادی، جمع
  • Fangsحالت اضافی، مفرد
  • Fangesحالت اضافی، مفرد
  • Fängeحالت اضافی، جمع
  • Fangeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Fängenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fängeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

einen guten Fang machen

شکار خوبی به چنگ آوردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها