فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نادرستی

تأییدنشده

die Falschheit جمع: die Falschheiten اسم

اسم

  • نادرستیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دروغین بودنتأییدنشده

دستور زبانِ Falschheit

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Falschheit
جمع
die Falschheiten
تلفظ
[ˈfalʃhaɪ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • Falschheitenحالت نهادی، جمع
  • Falschheitenحالت اضافی، جمع
  • Falschheitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Falschheitenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

die Richtigkeit und Falschheit von etwas überprüfen

صحت و سقم چیزی را بررسی کردن

منابع و ارجاع‌ها