شاهین
šâhin[ʃɒː.ɦíːn]
اسم
- شاهین
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- باز
- قوش
- شاهباز
دستور زبانِ Falke
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Falken
- جمع
- die Falken
- تلفظ
- [ˈfalkə]
همهٔ صورتها
- Falken
- Falken
- Falken
- Falken
- Falken
- Falken
- Falken
مثالها
Falken sind Greifvögel.
بازها پرندگان شکاری هستند.
Mit leeren Händen fängt man keinen Falken.
با دست خالی هیچ بازی را نمیتوان گرفت.
Der Falke baut selbst kein Nest, er benutzt verlassene Nester.
باز برای خود آشیانه نمیسازد، او از آشیانههای رها شده استفاده میکند.
Eine Krähe wird nie ein Falke werden.
یک کلاغ هرگز باز نخواهد شد.
Der Falke ist mein Lieblingsvogel.
باز پرندهٔ مورد علاقهٔ من است.
Eine Krähe wird nie ein Falke werden.
یک زاغ هرگز یک باز نخواهد شد.
Der Falke hat scharfe Augen.
باز چشمان تیز دارد.
Falken sind Raubvögel.
بازها پرندگان شکاری هستند.