فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

منع رانندگی

تأییدنشده

das Fahrverbot جمع: die Fahrverbote اسم

اسم

  • منع رانندگیمَنعِ رانَندِگیتأییدنشده

دستور زبانِ Fahrverbot

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Fahrverbotes, des Fahrverbots
جمع
die Fahrverbote
تلفظ
[ˈfaːɐ̯fɛɐ̯ˌboːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Fahrverboteحالت نهادی، جمع
  • Fahrverbotesحالت اضافی، مفرد
  • Fahrverbotsحالت اضافی، مفرد
  • Fahrverboteحالت اضافی، جمع
  • Fahrverboteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Fahrverbotenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fahrverboteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها