راننده
rânande[ɹɒː.næn̪.d̪é]
اسم
- راننده
- شوفر
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- موتورسوار
- موترران
دستور زبانِ Fahrer
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Fahrers
- جمع
- die Fahrer
- تلفظ
- [ˈfaːʁɐ]
همهٔ صورتها
- Fahrers
- Fahrern
مثالها
Der Fahrer erhöhte die Geschwindigkeit.
راننده سرعت را بالا برد.
Der Fahrer fährt zu schnell.
راننده زیادی تند میراند.
Viele Fahrer halten Vergehen im Straßenverkehr für Kavaliersdelikte.
بعضی از رانندگان رفتار چهارپا سواری نسبت به قوانین جاده دارند.