فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آدم محدود الفکر

تأییدنشده

der Fachidiot جمع: die Fachidioten اسم

اسم

  • آدم محدود الفکرآدَمِ مَحدود اُلفِکرتأییدنشده

دستور زبانِ Fachidiot

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Fachidioten
جمع
die Fachidioten
تلفظ
[ˈfaxʔiˌdi̯oːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Fachidiotenحالت نهادی، جمع
  • Fachidiotenحالت اضافی، مفرد
  • Fachidiotenحالت اضافی، جمع
  • Fachidiotenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Fachidiotenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fachidiotenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Fachidiotenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها