فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پشت دستی

تأییدنشده

der Fäustling جمع: die Fäustlinge اسم

اسم

  • پشت دستیپُشتِ دَستیتأییدنشده

دستور زبانِ Fäustling

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Fäustlings
جمع
die Fäustlinge
تلفظ
[ˈfɔɪ̯stlɪŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Fäustlingحالت نهادی، مفرد
  • Fäustlingeحالت نهادی، جمع
  • Fäustlingsحالت اضافی، مفرد
  • Fäustlingeحالت اضافی، جمع
  • Fäustlingحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Fäustlingenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fäustlingحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Fäustlingeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها