فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حق وجود

تأییدنشده

das Existenzrecht جمع: die Existenzrechte اسم

اسم

  • حق وجودحَقِ وُجود(Recht, zu existieren)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حق حیاتحَقِ حَیاتتأییدنشده

دستور زبانِ Existenzrecht

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Existenzrechtes, des Existenzrechts
جمع
die Existenzrechte
تلفظ
[ɛksɪsˈtɛnt͡sˌʁɛçt]
همهٔ صورت‌ها
  • Existenzrechtحالت نهادی، مفرد
  • Existenzrechteحالت نهادی، جمع
  • Existenzrechtesحالت اضافی، مفرد
  • Existenzrechtsحالت اضافی، مفرد
  • Existenzrechteحالت اضافی، جمع
  • Existenzrechtحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Existenzrechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Existenzrechtحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Existenzrechteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها