فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حداقل زندگی

تأییدنشده

das Existenzminimum جمع: die Existenzminima اسم

اسم

  • حداقل زندگیحَدِاَقَلِ زِندِگیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دستمزد کافی برای امرار معاشتأییدنشده
  • سد رمقسَدِ رَمَقتأییدنشده
  • حداقل معیشتتأییدنشده
  • مینیمم زندگیتأییدنشده

دستور زبانِ Existenzminimum

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Existenzminimums
جمع
die Existenzminima
تلفظ
[ɛksɪsˈtɛnt͡sˌmiːnimʊm], [ɛksɪsˈtɛnt͡sˌmɪnimʊm]
همهٔ صورت‌ها
  • Existenzminimaحالت نهادی، جمع
  • Existenzminimumsحالت اضافی، مفرد
  • Existenzminimaحالت اضافی، جمع
  • Existenzminimaحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Existenzminimaحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها