اروپا
orupâ[ʔo.ɹuː.pʰɒ́ː]
اسم خاص
- اروپا
- اورپا
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فرنگستان
اسم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ائوروپه
دستور زبانِ Europa
اسم
اسم خاص
- جنس دستوری
- das/die (خنثی، مؤنث)
- حالت اضافی
- des/der Europa, des/der Europas
- تلفظ
- [ɔɪ̯ˈʁoːpa]
همهٔ صورتها
- Europas
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Es fehlt eine langfristige Vision für Europa.
کمبود یک چشمانداز درازمدت برای اروپا وجود دارد.
Der längste Fluss in Europa ist die Wolga.
طولانیترین رود در اروپا ولگا است.
Wir waren vorletztes Jahr in Europa.
ما پیرارسال در اروپا بودیم.
Deutschland liegt mitten in Europa.
آلمان در وسط اروپا قرار دارد.
Kriege in Europa starten selten an einem Mittwoch.
جنگها در اروپا به ندرت وسط هفته آغاز میشوند.
Deutschland ist ein Stabilitätsanker Europas.
آلمان لنگر ثبات اروپا است.
In Europa liegen Friedhöfe oft neben Kirchen.
در اروپا قبرستانها غالبا نزدیک کلیساها قرار دارند.
Moskau ist die größte Stadt Europas.
مسکو بزرگترین شهر اروپا است.
Welcher ist der höchste Berg in Europa?
مرتفع ترین کوه اروپا چیست؟
Welches ist der höchste Berg in Europa?
مرتفع ترین کوه اروپا چیست؟