سرکه
serke[seɹ.kʰʲe]
اسم
- سرکه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ترشی
دستور زبانِ Essig
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Essigs
- جمع
- die Essige
- تلفظ
- [ˈɛsɪç], [ˈɛsɪk]
همهٔ صورتها
- Essige
- Essigs
- Essige
- Essigen
- Essige
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Essig ist ein gutes Desinfektionsmittel.
سرکه یک ضد عفونی کنندهٔ خوب است.
Ein schlechter Schriftsteller wird manchmal ein guter Kritiker, genauso wie man aus einem schlechten Wein einen guten Essig machen kann.
یک نویسندهٔ بد همیشه یک منتقد خوب میشود، دقیقا همانگونه که از یک شراب بد میتوان یک سرکه خوب ساخت.
Wir müssen Essig kaufen.
باید سرکه بخریم.
Haben wir noch Essig?
هنوز سرکه داریم؟
Nimm Zitronensaft statt Essig.
به جای سرکه، آبلیمو بردار.
Mit Honig fängt man mehr Fliegen als mit Essig.
با عسل بیشتر از سرکه میتوان پشه گرفت.