فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آب‌و‌نان

تأییدنشده

Essen und Trinken
عبارت

مثال با Essen und Trinken

۱Essen und Trinken inbegriffen

متضمن خورد و خوراک

تأییدنشده

عبارت

  • آب‌و‌نانتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اکل و شرباَکل و شُربتأییدنشده
  • تناولtanâvolتَناوُل[t̪ʰæ.nɒː.vol̥]تأییدنشده
  • خورد و خوراکتأییدنشده

مثال‌ها

۱Essen und Trinken inbegriffen

متضمن خورد و خوراک

تأییدنشده

۲Essen und Trinken hält Leib und Seele zusammen

خورد و خوراک تن و جان را طراوت می بخشد

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها