فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اسپرانتیدو

تأییدنشده

der Esperantid جمع: die Esperantide, die Esperantiden اسم

اسم

  • اسپرانتیدوتأییدنشده

دستور زبانِ Esperantid

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Esperantids, des Esperantiden
جمع
die Esperantide, die Esperantiden
تلفظ
[ɛspəʁanˈtiːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Esperantidحالت نهادی، مفرد
  • Esperantideحالت نهادی، مفرد
  • Esperantideحالت نهادی، جمع
  • Esperantidenحالت نهادی، جمع
  • Esperantidsحالت اضافی، مفرد
  • Esperantidenحالت اضافی، مفرد
  • Esperantideحالت اضافی، جمع
  • Esperantidenحالت اضافی، جمع
  • Esperantidحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Esperantidenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Esperantidenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Esperantidحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Esperantidenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Esperantideحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Esperantidenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها