فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عایدی

تأییدنشده

der Ertrag جمع: die Erträge اسم

اسم

  • عایدیعایِدیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • محصولmahsulمَحصول[mæɦ.suːl̥](product or result of any exertion)تأییدنشده
  • دستاوردdastâvardدَستاوَرد[d̪æs.t̪ʰɒː.vǽɹd̪̥](product or result of any exertion)تأییدنشده

دستور زبانِ Ertrag

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Ertrags, des Ertrages
جمع
die Erträge
تلفظ
[ɛɐ̯ˈtʁaːk]
همهٔ صورت‌ها
  • Erträgeحالت نهادی، جمع
  • Ertragsحالت اضافی، مفرد
  • Ertragesحالت اضافی، مفرد
  • Erträgeحالت اضافی، جمع
  • Ertrageحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Erträgenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Erträgeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

der Ertrag seiner Arbeit

راندمان کارش

منابع و ارجاع‌ها