عایدی
تأییدنشده
der Ertrag جمع: die Erträge اسم
اسم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- محصولmahsulمَحصول[mæɦ.suːl̥](product or result of any exertion)تأییدنشده
- دستاوردdastâvardدَستاوَرد[d̪æs.t̪ʰɒː.vǽɹd̪̥](product or result of any exertion)تأییدنشده
دستور زبانِ Ertrag
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Ertrags, des Ertrages
- جمع
- die Erträge
- تلفظ
- [ɛɐ̯ˈtʁaːk]
همهٔ صورتها
- Erträgeحالت نهادی، جمع
- Ertragsحالت اضافی، مفرد
- Ertragesحالت اضافی، مفرد
- Erträgeحالت اضافی، جمع
- Ertrageحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Erträgenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Erträgeحالت مفعولی مستقیم، جمع
مثالها
der Ertrag seiner Arbeit
راندمان کارش
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها