فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پدیدار شدن

تأییدنشده

das Erscheinen اسم

اسم

  • پدیدار شدنپَدیدار شُدَن(the act of appearing or coming into sight)تأییدنشده

دستور زبانِ Erscheinen

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Erscheinens
تلفظ
[ɛɐ̯ˈʃaɪ̯nən]
همهٔ صورت‌ها
  • Erscheinensحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

das Erscheinen von Zeugen

حضور یافتن شهود

Unser Erscheinen erweckte Aufmerksamkeit.

آمدن ما جلب توجه کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

das Erscheinen ist Pflicht

همه باید حضور بهم رسانند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: al_ex_an_der (de #1623414), manelie (fa #12185787), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها