فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بدیل

تأییدنشده

badil[bæ.d̪íːl̥]

der Ersatz جمع: die Ersätze اسم

اسم

  • بدیلbadilبَدیل[bæ.d̪íːl̥]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جبرانjobrânجُبران[d͡ʒob.ɹɒ́ːn]تأییدنشده
  • عوضavazعَوَض[ʔæ.vǽz]تأییدنشده
  • جایگزینjâygozin[d͡ʒɒːj.ɡo.zíːn](reserve)تأییدنشده
  • جاگزین(reserve)تأییدنشده

دستور زبانِ Ersatz

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Ersatzes
جمع
die Ersätze
تلفظ
[ɛɐ̯ˈzat͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Ersätzeحالت نهادی، جمع
  • Ersatzesحالت اضافی، مفرد
  • Ersätzeحالت اضافی، جمع
  • Ersatzeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Ersätzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ersätzeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ersatz von etwas sein

در بدیل جیزی بودن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها