فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

باز جوئی کردن

تأییدنشده

Ermittlungen anstellen
عبارت

عبارت

  • باز جوئی کردنباز جوئی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تجسس کردنتَجَسُس کَردَنتأییدنشده
  • تفحص کردنتَفَحُص کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها