فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صلاحدید

das Ermessen اسم

اسم

  • صلاحدیدصَلاحدید(the freedom to make one's own judgements)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تشخیصtašxisتَشخیص[t̪ʰæʃ.xíːs]تأییدنشده
  • اختیار استنباط شخصیاِختیارِ اِستِنباطِ شَخصیتأییدنشده

دستور زبانِ Ermessen

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Ermessens
تلفظ
[ɛɐ̯ˈmɛsn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Ermessensحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

das steht in seinem Ermessen

مربوط به نظر و سنجش اوست

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها