فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تصویبنامه

تأییدنشده

der Erlass جمع: die Erlasse, die Erlässe اسم

اسم

  • تصویبنامهتَصویبنامهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عفوafvعَفو[ʔæfv](pardon of a sin)تأییدنشده
  • فرمانfarmânفَرمان[fæɹ.mɒ́ːn](edict or law)تأییدنشده

دستور زبانِ Erlass

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Erlasses
جمع
die Erlasse, die Erlässe
تلفظ
[ɛɐ̯ˈlas]
همهٔ صورت‌ها
  • Erlasseحالت نهادی، جمع
  • Erlässeحالت نهادی، جمع
  • Erlassesحالت اضافی، مفرد
  • Erlasseحالت اضافی، جمع
  • Erlässeحالت اضافی، جمع
  • Erlassenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Erlässenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Erlasseحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Erlässeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

aufgrund des letzten Erlasses

بر اساس مصوبهٔ آخر

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها