خاطرات
xâterât[xɒː.t̪ʰe.ɹɒːt̪ʰ]
نوع واژه نامشخص
- خاطرات
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- یادها
دستور زبانِ Erinnerungen
نوع واژه نامشخص
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Meine Rückkehr nach Südafrika erweckte schmerzhafte Erinnerungen in mir.
بازگشت من به آفریقای جنوبی خاطرات دردناکی را برای من زنده کرد.
er zehrt von seinen Erinnerungen
او با دلخوشی به روزهای گذشته فکر می کند