فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

محافظت

تأییدنشده

mohâfezat[mo.ɦɒː.fe.zæt̪ʰ]

die Erhaltung جمع: die Erhaltungen اسم

اسم

  • محافظتmohâfezatمُحافِظَت[mo.ɦɒː.fe.zæt̪ʰ](the act of preserving)تأییدنشده

دستور زبانِ Erhaltung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Erhaltung
جمع
die Erhaltungen
تلفظ
[ɛɐ̯ˈhaltʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Erhaltungحالت نهادی، مفرد
  • Erhaltungenحالت نهادی، جمع
  • Erhaltungحالت اضافی، مفرد
  • Erhaltungenحالت اضافی، جمع
  • Erhaltungحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Erhaltungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Erhaltungحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Erhaltungenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

die Erhaltung der Art

بقای نوع

die Erhaltung der Altertümer ist wichtig

حفاظت ساختمانهای باستانی مهم است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها